تبليغاتX
مُهر هفتم

هنر نزد ایرانیان است و بس.

آن وقت این لعنتی چیست؟!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

بی حوصلگی ام را ببخشید.

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/10/30;ساعت 23:34 |

ارزشش را داشت تا این موقع بیدار ماندن.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19;ساعت 2:9 |

پای پیاده روی دیوانه وار میخواهم٬ در سرما.


پ ن:امشب هوا به شدت سرد بود.اما این از هوس من برای پیاده روی کم نکرد.زدم به دل باغ اناری که این جماعت به شدت میخوان بهش بگن پارک پلیس٬ اما من هنوز میگم باغ اناری.(این کلمه پلیس لعنتی یه جور دلشوره تو تنم میندازه.) یک ساعت و نیم پیاده روی خالص. بدون سیگار٬بدون هیچ سرخر اضافی و با صدای دیوانه کننده "لئوناردکوهن" و "نانسی" و "متالیکا" و "نامجو" و "موسیقی بازگشت"*.هیچ کس نبود. خودم بودم و تنهائی و برف.

 

*اینها My Favorite ام پی تری پلیر من ان.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17;ساعت 0:55 |

این نقاشی توسط پسر بچه ای آمریکائی مکزیکی کشیده شده که از بدو تولد دچار ایدز بوده.

 اینکه چندتا جایزه بین المللی و از این جور مزخرفات برده به نظر شما مهمه؟!

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/10/16;ساعت 0:43 |

 امروز روز من است.

جا پایم را در برف نشانه گذاشتم٬

روی سیم خارادار های پشت پرچین.

برای تو؟؟؟

رویای برف

پ ن: این عکس را با دوربین سوپر آماتور موبایلم که عکسش دو پست قبل هست٬ گرفتم.

مسخره نکنید٬ لطفا.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12;ساعت 22:33 |

 نقطه نمی گذارم پس ِ شب
صبح که برسد
شاید
کسی باشد
که بگویدت
پسرکی بود
که دیگر
بی تو نیست.
آن وقت
نقطه را اگر خواستی
خودت بگذار...

                                 علیرضا معتمدی ٬ سایه ات را قاب می گیرم٬ نشر چشمه٬ ۱۳۸۰

                           صدای استاد روی همین شعر را هم می توانید اینجا بشنوید.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/10;ساعت 19:8 |

در زندگیتان چندبار دکمه قرمر گوشی تلفن همراهتان را فشار داده اید به امید اینکه شاید پیامی آمده و شما آن را ندیده اید؟!

                 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/04;ساعت 22:35 |

        غم تو را کجای دلم بگذارم٬ دخترک؟!

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/03;ساعت 20:35 |